محمد باقر النجفي

46

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

بعضى از اهل لغت گفته‌اند : « قبوه » كه با مدّ و قصر خوانده مىشود . عياض مىگويد : « الكبرى » قرائت قصرِ آن را منع مىكرد و معتقد بود كه بايد آن را « قبآء » خواند . فيروز آبادى « 1 » به رأى « خليل‌بن احمد » اشاره مىكند كه وى معتقد بود : « قباء ، هو مقصورٌ » و خود نظر مىدهد كه : « و هي في الأصل اسم بئرٍ هناك عرفت القرية بها » . ابوحنيفه مىگويد : قبا از قبوة مشتق شده است و آن به معناى جمع و وصل است و قزوينى « 2 » اين بيان مشهور جغرافىدانان را ياد آورده كه قبا نام قريه‌اى است در دو ميلى مدينه . « 3 » هَمْدانى در « صفة جزيرةالعرب » ( ص 264 ) ، كه در نيمهء اوّل قرن سوم هجرى تأليف كرده است ، قبا را از جملهء « ارض يثرب » دانسته ، مىنويسد : « أرض يثرب ؛ المدينة و قبا و الفضاء واحد و العقيق و بطحان و سلع . » آنچه مورّخان بر آن اتّفاق نظريه دارند ، اين است كه قبل از رسيدن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به قبا ، مسلمانان يثرب و اهل قبا از هجرت محمد رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله مطّلع شده بودند و هر روز در انتظار قدومش لحظه‌شمارى مىكردند . ابن‌كثير در « البداية والنّهايه » سند اين فراز تاريخى را روايت « ابن‌اسحاق » دانسته است : ابن‌اسحاق از محمّدبن جعفر ، از عروةبن زبير ، از عبدالرّحمان‌بن عويم بن ساعده ، از قول عدّه‌اى از صحابهء محمّد رسول اللَّه صلى الله عليه و آله نقل مىكنند : « وقتى خبر هجرت رسول را از مكّه شنيديم ، در انتظار مقدمش همه روزه قبل از روشنايى صبح ، از منزل خارج مىشديم و به سمت حَرّه مىرفتيم و نماز صبحگاهى را در آنجا به‌جا مىآورديم و به انتظار مىنشستيم . آنقدر مىمانديم تا تحمّل گرماى آفتابِ حرّه غير ممكن مىشد و به خانه باز مىگشتيم ؛ تا اين‌كه روزى از روزها . . . »

--> ( 1 ) . المغانم المطابه ، ص 323 ( 2 ) . آثار البلاد و اخبار العباد ، ص 103 ( 3 ) . 2 ميل / 3 / 3946 متر يا 3218 متر .